عبد الحسين نوايى

355

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

آن عالىجاه الحمد للّه صاحب عقل و انصاف‌اند و وزير و صاحب اختيار و در ميان كار بوده‌اند . ازالهء آثار رفض و تكليف مقدمهء ركن و سر مذهبى به آن دولت و رفتن بر سر موصل و مراجعت كردن به رسم دوستى و دوباره به آن دولت اعلام كردن معلوم راى سامى و مفهوم دور و نزديك مىباشد . چون احمد پاشاى سرعسكر سابق و محمد على رفسنجانى در قارص مىبود ، خبر تشريف آوردن آن عالىجاه نيز به مسامع عليه مىرسيد . مكتوبى هم كه آن عالىجاه به رستم خان سردار سابق ايروان نوشته بودند حاضر و در خاطر سامى خواهد بود كه در آنجا درج كرده بودند كه مأموريم كه صفى - ميرزا را برده در اصفهان متمكن سازيم . لهذا رايات نصرت آيات عازم قارص شده و سواى اين باعث بر عزيمت موكب همايون نبوده به اين جهات متوجه قارص شده باشند . با وصف اين ، چگونه باز تقصير بر اين طرف لازم خواهد آمد . با وصف اينكه از اين طرف اين همه سعى در ترويج مذهب اهل سنت و نشر حقيت خلافت خلفاى ثلاث شده ايلچيان عظيم القدر براى دوستى به آن دولت و الا فرستاده باشند ، گنجايش نداشت كه به اين نحوه در مقام تلافى درآمده محمد على رفسنجانى را اسم گذاشته به ايران مأمور و اين گونه عبارات را در فرامين و نوشتجات بنويسند . نزد خرد ظاهر است كه پادشاهى منوط به تقدير و رضاى الهى است بلكه چنين اتفاق مىافتاد كه موافق تمناى اعيان آن دولت بر فرض محال كه او شاهزاده مىبود و او در ايران تسلطى به هم مىرسيد هرگاه اولاد شيخ صفى كه تسلط يافته‌اند تا حال مفاسد آنها باقى باشد چنين شخصى كه به دست عجم مىافتاد خود انصاف دهند كه تجديد مفاسد سابق چگونه مىشد ، اعيان آن دولت ، خدا و رسول خدا و خلفاى اكرم را چه جواب مىدادند . آنچه در باب سرعسكر و تفرقگى عسكر نوشته بودند كه قضاى الهى اتفاق افتاد ، مشاراليه ده روز پيشتر در اينجا توقف كرد . دفعهء اول كه جنگ شد ، دو فرسخ تا اردوى او مسافت داشت . شكست خورده قشونهاى كاصحاب الدين تا مطريس او ، ايشان را تعاقب كرده جمعى كثير از پاشايان و روسا و بيرقداران و عساكر او به قتل